کنفرانس مثل همیشه بود و زیاد اتفاق جالب یا محوریت چندا ن مورد توجهی نداشت و بیشتر در سطح سخنگو بود تا خود رییس جمهور و در کل چیز زیادی در مورش نمی شد نوشت
اما یه نکته جالب برای من این بود که با وجودی که امروز قرار بود استیضاح وزیر بازرگانی در مجلس انجام بشه اما نه تنها هیچ کس در این مورد از وی سوالی نکرد بلکه خود رییس جمهور هم هیچ برنامه ای برای رفتن به مجلس نداشت و قرار بود برای سفر استانی به گلستان بره![]()
همه می پرسیدند مگه نمی خواد از وزیرش توی مجلس دفاع کنه؟ من به یکی از بچه گفتم استیضاحی در کار نیست و الان که داشتم از طریق رادیو مجلس رو گوش می کردم شنیدم که با یه بازی جالب بین هیئت رییسه و استیضاح کنندگان این موضوع از دستور کار مجلس خارج شد واین یعنی این که مردم برید که همه از دم سر کارید!!
چشم بعضی هاتون هم کور اگر گرونیه می خواستیم وزیر بازرگانی رو قربونی کنیم و بندازیم جلو که خب به دلیل این که گوشت ایشون هم یه دفعه چند برابر گرون شد الان نمی تونیم دیشو بدیم
پس منتفیه
اگرم نتونستید با گرونی کنار بیاید برید بمیرید
الان تا می تونین خانوادگی بمیرید چون قبر های دو سه طبقه ارزون براتون در می یاد چون فقط پول طبقه اولو می گیرن و بقیه رایگانه![]()
پ.ن:دیروز توی کنفرانس کسی رو دیدم که یه روزی بهترین من بود اونقدر دوستش داشتم که خودمو کاملا فراموش کرده بودم اون خیلی راحت از من گذشت و من دیروز براش کاملا غریبه بودم.اون دیروز از یه روزنامه معتبر اومده بود و وقتی بهش نگاه می کردم توی ذهنم این جمله شکل گرفت :معامله خوبی کردی عزیز تر از جانم تو با بستن چشمای عسلیت به روی حقیقتی که خیلی روشن بود یک تیر و چند نشون زدی
مرسی که حقیقت منو فروختی و همه این هایی رو که الان داری به دست اووردی به نظرم معامله خیلی خیلی خوبی بود.کسی چه می دونی اینی که الان هستی چند تا حق به خاطرش له شده ؟اصلا چه اهمیتی داره؟مگه نه؟دیشب بعد چند هفته دوباره چند ساعتی رو دل سیر گریه کردم![]()
![]()
