
نمی دونم امشب بگم چه حالی دارم
بلیت برگشت داشتم جا داشتم اما هر کاری کردیم بلیط رفت گیرمون نیومد و با وسایلی مثل ماشین شخصی و غیره هم نمی تونستم به خاطر وضعیت پام برم پیشش
اما حالم خیلی گرفتست
مشهدو نشون می داد نمی دونین توی این شب چه باصفا است باید برین تا حرفمو درک کنید
هر چند من توی یه شب تلخ که دروغین ترین واقعیت زندگی اون روزهام رو فهمیدم رفتم مشهد اما با تمام بی معرفتی ها و دروغ هایی که اون شب از یه آدم فهمیدم بازم اون جا همه چیز بود نور و عشق و روشنی اما رضا همه بدی ها رو می پوشوند
وای نمی دونین چه حالی داره /انگار یه مسکن قوی بهت تزریق می کنن
آرامشی همراه با شادی شگرف از به یاد اوردنش بهم دست می ده
امشب می خوام امام رضا رو بذارم توی مشتی گری و با یه جمله از خودش ازش بخوام کیماگر این روزهای زندگی ما آدم های اهل زمین باشه:
اما رضا (ع) بدین مضمون می فرمایند:اگر برادر دینی ات از تو حاجتی را درخواست کرد فورا به خواسته اش رسیدگی کن قبل از آن که مشکلش حل شود..
حالا آقا این ما و این هم...
