تبليغاتX
مشرق زمین

مشرق زمین

از تصمیم رییس جمهوری در خصوص معرفی رحیم مشایی به  سمت معاون اولی شگفت زده شدم اما صبر کردیم شاید در این 4 روز فرجی شود اما انگار خبری نیست....

طبق اصل 131 قانون اساسی معاون اول رییس‌جمهور در صورت فوت رییس‌جمهور یا عزل یا غیبت او بیش از دو ماه به طور خودکار با موافقت رهبری وظایف رییس‌جمهور را انجام می‌دهد و برای دو ماه کشور را اداره می کند  و  بالقوه می‌تواند رییس‌جمهور کشور شود، حداقل باید درجه‌ای از آن رجال سیاسی که در اصل 115 درباره شرط رییس‌جمهور آنها آمده است را داشته باشد و  بتوان از وی به عنوان یک رجال سیاسی نام برد و بر این اساس بایستی شرایط رجل سیاسی و مذهبی را دارا باشد.

اما روز جمعه و پس از آخرین جلسه هیئت دولت نهم در مشهد مقدس و معرفی معاونان رییس جمهوری قبل از تایید حکم تنفیذ رییس دولت دهم از معرفی مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهوری و کنار گذاشتن پرویز داوودی  شگفتی بسیاری از حامیان رییس جمهوری را بر انگیخت.

این مسئله در حالی است که رحیم مشایی به عنوان معاون گردشگری دولت نهم به علت حواشی متعدد مورد انتقاد نخبگان سیاسی و دلسوزان نظام حتی مورد تایید علمای حوزه نیست و معرفی وی در سمت خطیرو مهم معاون اول از سوی دکتر احمدی نژاد قدری قابل تامل است.

البته این حق هر رییس جمهوری است که بر اساس نظر و خواست خود رفتار کرده و اعضای همکار خود را انتخاب نماید اما با توجه به تشنجات موجود پس از انتخابات و اینکه این فرد در دولت نهم فردی پر حاشیه بوده است  بایستی احتمال حضور وی را در دولت حتی با اصرار بر ماندن وی به مشاور بودن مشایی در نهایت رضایت می داد و داشتن سمت اجرایی  را به نفع کاهش تنش ها کنار می گذاشت.

برخی از اظهار نظرات در اینباره که چندان هم دوستانه به نظر نمی رسند و شاید دامنه مخالفت ها را با دولت حتی از سوی حامیان آن زیاد ترنماید:

مسئوليت مهم دولت دهم در تشنج زدايي از جامعه

خبر آنلاین

خبر آنلاین-2

جوانفکر

نامه رئیس سازمان زندانها به مشایی

پرویز داودی دو روز گذشته سر کار نرفت

و....

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 11:52  توسط مریم هدیه لو  | 

سال گذشته در مورد دوستي با روسيه يه مصاحبه مفصل با خسرو معتضد وقايع نگار و تاریخ دان عجيب و غريب و بسيار آگاه به مسايل تاريخي گرفتم و وي در آن مصاحبه وقتي نوع جهت گيري تاريخي روس ها در مقابل ايران و نوع رفتار انفعالي ايراني هابا روس ها و مواضعشون  رو در مورد ايران تشريح كرد با تاسف جمله اي را بر زبان آورد كه بسيار قابل تامل بود : "مسئولين ايراني هميشه حافظه تاريخي ضعيفي دارند" و اين مسئله تا چه حد در سال هاي اخير قابل رصد و قابل توجه است چه در مورد مسايل داخلي و چه در مورد مسايل خارجي...
وقتي در انتخابات مجلس ششم هاشمي رفسنجاني با بيشينه تاريخي در سالهاي مبارزه و انتخابات به آن شكل زشت و فجيع توسط اصلاح طلبان مورد هجوم قرار گرفت حتي بسياري از كساني كه شايد به دليل اقدامات ايشان اقبال خوبي به وي نداشتند از اين مسئله ناراحت و شاكي شدند زيرا به نظر آن ها برخی از اصلاح طلبان آن روزها حريم هاي انقلاب و نظام را در تخطئه و مسئله سازي براي چنین شخصیت برجسته ای در ذهن مردم  شكستند و شايد هم حق با آن ها بود زيرا آن همه هجوم بي سابقه به رييس جمهور سابق در تاريخ اين كشور (البته تا آن زمان بي نظير بود) و اين شايد حريمي بود كه درآن زمان توسط اصلاح طلبان شكسته شد.

اما اين همه دشمني و حريم شكني كه بر شخصيت هاشمي رفسنجاني روا شد در انتخابات رياست جمهوري نهم به يكباره تغيير كرد.ورق به كلي برگشت ...هاشمي به اسطوره اصلاح طلبي و اصلاح طلبان تبديل شد و همه آن ها به اضافه يك سري از گروه هاي موافق خود آقاي هاشمي، به مجيز گويان دوران سازندگي و تعريف و تمجيد گویان از وي تبديل شدند و در نهايت حيرت مردم ،آقاي هاشمي به سمبل اصلي جريان اصلاح طلبي و در واقع نجات دهنده اين جريان از سقوط پس از 8 ساله سيطره بر تمامي اركان كشور تبديل شد.

اما تير اصلاحات به هدف اصابت نكرد و اين بار در رقابت با هاشمي در دور دوم احمدي نژادي وارد عرصه سياسي كشور شد كه در هيچ حلقه از زنجيره قدرت نبود تا اين بار به جاي آنكه ركب زنان به خاتمي بخواهند خاتمی را از قطار سياست و اصلاحات در كشور پياده  و از وي عبوركنند كل آن اصلاح طلبان از قطار پياده شدند تا بلكه با قرار گرفتن در حاشيه ريل سياست و قدرت كمي بيانديشند.
اما در اين دوره نيز خاطره ها و حافظه ها به كار نيافتاد و همان طور كه خسرو معتضد وقايع نگار تاريخي گفته بود كه حافظه تاريخي مسئولين و سياستمداران ايران هميشه ضعيف بوده است باز هم اين ضعف نگذاشت عبرت درسي براي تاريخ جديد تصوير كند و بازهم همان جريان البته اين بار هم سو با دشمنان نظام اسلامي ايران پشت برخي سياسيون داخلي جبهه گرفتند تا بازهم همان تاريخ تكرار شود و امروز باز هم از شخصيت هايي مايع مي گذارند كه شايد سكوتشان علامت رضا نبوده باشد اما به علامت رضا تفسير شده است.
امید است  اين علامت رضا با نارضايتي تمامي كساني همراه شود كه فكر مي كردند اگر از يكي از شخصيت هاي برجسته نظام استفاده(بخوانيد سوءاستفاده) نمايند مي توانند اركان اين نظام را - كه با تلاش همان كساني كه در اين مقطع سكوت كرده اند ساخته شده است – را متلاشي كنند.آن ها هم حتما اين حافظه تاريخي را از دست داده اند كه اين ملت هيچ گاه حفره هاي ميان خودش را با خاك غير پر نخواهد كرد و امروز به قطع اين تير هم به هدف مطلوب نخواهد خورد.

+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 8:44  توسط مریم هدیه لو  | 

 

نمی دونم باید این پست رو می ذاشتم یا نه اما لازم دیدم حتما این کار رو بکنم چون انگار یک عده که پیام می ذارن فکر می کنن که مثلا نویسنده این پست یا وبلاگ یا وبلاگ های شبیه به اون یک غریبه است

نه ما همه هم وطنیم از یک آب

از یک خاک از یک نفس

ما فقط تفاوت عقیده داریم

همین

من نمی دونم پس این همه ادعا برای آزادی اندیشه یعنی چه؟

توی دادگاه آلمان جلوی چشم این همه پلیس یک زن محجبه مسلمان رو با ۱۸ ضربه چاقو می کشن هیچ مدعی آزادی اندیشه ای حرف نمی زنه اونوقت یکی توی مملکت خودمون توی پست وبلاگت بدترین حرف ها رو بهت می زنه که مثلا چرا خاطره تعریف کردی؟

جالبه که ما وقتی خودمون نمی تونیم همدیگر رو تحمل کنیم و به اندیشه هم احترام بذاریم ولو مخالف چطور می خوایم از بالاتری های این مملکت انتظار داشته باشیم دیکتاتوری نکنند؟؟؟

اصلا تویی که می گی مرگ بر دیکتاتور می فهمی کلمه دیکتاتور یعنی چی؟

بازم برایم جالبه که دیکتاتور به معنی مستبد و خود رای که به نظر کسی هیچ ارزشی نمی گذاره در هر دوگروهی که امروز متاسفانه به برکت انتخابات دهم متولد شده به صورت قاطع دیده می شه و هر دو طرف روبرویی رو متهم به دیکتاتوری می کنن

ولی در واقع خودشون با همون حرف دیکتاتورند

هیچ وقت آزادی فکر در این مملکت حاصل نمی شه مگر اینکه مدعیان اصلی اون اگر هم بنا رو بر مبارزه گذاشته اند بفهمند اول باید به اندیشه روبرویی  احترام بذارن و به جای دایم متهم کردن اون در ادبیات خودشون فکر و حسشون رو در مورد این آزادی تبیین کنند اونوقت می شه حداقل روزنه امیدواری ای به دست اورد که می شه در این مملکت بدون ترس آزاد فکر کرد و بلند بلند اندیشید نه باریا و تظاهر....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 9:35  توسط مریم هدیه لو  | 

من یک سوال برام پیش اومده ؟یکی به من جواب بده لطفا..

توی امتحان کنکور و دانشگاه هر بار که می رفتم سر کلاس و میومدم و هر بار که با استاد ها صحبت می کردم همه با اتفاق نظر می گفتند که من جزو بخت های رتبه عالی دانشگاه در دوره های روزانه هستم و باید در رشته ای که در فوق لیسانس انتخاب کردم روی دوره های روزانه دانشگاه های اصلی حساب باز کنم و من هم همین را می خواستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 22:24  توسط مریم هدیه لو  |