تبليغاتX
مشرق زمین

مشرق زمین

بالاخره اون کاری رو که دوست نداشتم ۴ شنبه انجام دادم و با انجامش آخرین وابستگی هام رو هم از موج کندم و به خاطراتم سپردم

خاطراتی که دیگه از مرورشون خسته شدم

دلم برای خود موج تنگ می شه اما برای بیشتر آدم هاش اصلا چون پرده هایی ازشون برام افتاد که خیلی دلتنگ کننده است.البته معتقدم بعد ۴.۵ سال در بهترین زمان ممکن بیرون آمدم دیگه داشتم توی فضای یک جا موندن و یک کار روتین رو انجام دادن و هیچ یشرفت مادی و معنوی نداشتن خسته می شدم!!!

کلا از وابستگی فراری هستم هر چی وابسته ام کن زودتر از این که از دستش بدم ازش جدا می شم!!تا دوباره بهم ضربه نزنه از سال ۸۵ به بعد این طوری شدم و امسال از حالت یک خواسته در قبلم به عمل روندمش در مورد خیلی چیزها از جمله کارم در موج که به شدت دوستش داشتم و بهش وابسته شده بودم

تموم شد برای همیشه اما همیشه دلم برای میزم کامپیوترم و حتی در و دیوار و پرتال موج تنگ می شه امیدوارم اون جا یک روزی از حصار تنگ نظری مدیریتیش در بیاد و بتونه پرواز کنه و به اوج برسه

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 22:2  توسط مریم هدیه لو  | 

 

 

مصاحبه با کرمی راد-عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم

چاپ روزنامه خبر:۲۰ آبان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:10  توسط مریم هدیه لو  | 

 

مصاحبه رودکی -نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم

چاپ روزنامه خبر ۱۴ آبان

با تیتر :دولت با مصوبه ۲۰ نیروگاه اتمی چه کرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:7  توسط مریم هدیه لو  | 

 

شمارش معکوس تا حذف کامل یارانه ها و انقلاب در بخش انرژی

چاپ نشریه نفت و نیرو:شماره آبان ۸۸


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 10:10  توسط مریم هدیه لو  | 

 

امروز کاری رو کردم که اصلا دوست نداشتم به این جا برسه

در مقابل انواع و اقسام توهین ها ایستادم و از هر کسی حرف شنیدم اما گفتم بذار بگذره اما جایی که من توش کار می کردم هر نوع اعتراضی چه مسالمت آمیز و چه غیر مسالمت آمیز چه به حق چه نا به حق کاملا مردود بود. اگر روزی به چیزی اعتراضی یا حتی سوالی داشتیم یا باید می خوردیمش توی گلومون می موند و یا اینکه اگر در قالب نامه ای اداری کاملا در حدود سوال و جواب  ابهاممون(می فهمی ابهاممون) را مطرح می کردیم به نحوی مورد غضب و توهین قرار میگرفتیم که گویی حقی از کسی خوردیم و قادر به پرداختش نیستیم. و این یعنی دیکتاتوری کامل........

اما امروز تمام تلاشم رو کردم که نرم برای اون کاری که نباید... حتی قبل از ورود به اون جا بازبه خانم مسئول این کار که از هیچ نوع کلمات البته زیبای تهدید آمیز و البته توهین آمیز کوتاهی نکرد هم زنگ زدم ولی بازهم توهین و بازهم تهدید.....

به هر حال حقی اگر هست باید باشد و داده شود و نه با توهین به صاحب حق ....هم خوشحالم که آخرین وابستگی ام رو هم بریدم نمی خواستم  اما خواستند هم غمگین که چرا باید برای جایی تلاش می کردم که من  رو به این نقطه برسونن

خدا رو شکر که خودم با استعفا تمومش کردم ...............

پ.ن:این بخشی از مطلبی بود که قراره در آینده نزدیک بذارمش روی وبلاگ تا اون زمان فعلا مشرق زمین تعطیله البته از لحاظ مطالب شخصی...............

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آبان1388ساعت 13:36  توسط مریم هدیه لو  |