تبليغاتX
مشرق زمین

مشرق زمین

 

از همه فیلتر ها و از همه کسایی که می نویسند و نمی نویسند شاکیم ..........

تهران امروز هم توقیف شد.اولش فکر کردم مثل برخی از روزنامه های قبلی یکی رو روزه است

اما امروز صبح فهمیدم که لغو امتیاز شده به خاطر یک عکس ...

چرا؟؟؟؟

چند روز پیش یه شوک هم به فارس دادن که البته فقط یک بازی ماهرانه بود اما واقعا فیلتر توی هر دولتی بده

صبح دبیر اجتماعی خبرگزاری می گفت یک عشق داشتیم فعلا توی مطبوعات اونم ازمون گرفتنش!!!!

احترام به عالی ترین مقام کشور لازمه و درش شکی نیست اما تهران امروز واقعا خوب و متعادل بود و هممون می خوندیمش

هزار تا آیا و اما و اگر اومده جلوی نظرم اما انگار رسما رقابت(...) انتخابات ریاست جمهوری آینده  آغاز شد!!

یاد جمله دکتر الهام دیروز توی جلسه هفتگیش با خبرنگار ها افتادم که گفت:

صبر دولت زیاده و تخریب ها رو تحمل می کنه...

الان می گم انگار آقای سخنگوی محترم هم نمی دونست قدر این صبر همون شب تمومه!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 9:9  توسط غزل  | 

دیروز کنفرانس نهم ریاست جمهوری بود ومن بعد از ۸ ماه که از این حوزه دور بودم رفتم و کلی از دوست ها و همکاریا قدیمی مو دیدم.

کنفرانس مثل همیشه بود و زیاد اتفاق جالب یا محوریت چندا ن مورد توجهی نداشت و  بیشتر در سطح سخنگو بود تا خود رییس جمهور و در کل چیز زیادی در مورش  نمی شد نوشت

اما یه نکته جالب برای من این بود که با وجودی که امروز قرار بود استیضاح وزیر بازرگانی در مجلس انجام بشه اما نه تنها هیچ کس در این مورد از وی سوالی نکرد بلکه خود رییس جمهور هم هیچ برنامه ای برای رفتن به مجلس نداشت  و قرار بود برای سفر استانی به گلستان بره

همه می پرسیدند مگه نمی خواد از وزیرش توی مجلس دفاع کنه؟ من به یکی از بچه گفتم استیضاحی در کار نیست و الان که داشتم از طریق رادیو مجلس رو گوش می کردم شنیدم که با یه بازی جالب بین هیئت رییسه و استیضاح کنندگان  این موضوع از دستور کار مجلس خارج شد واین  یعنی این که مردم برید که همه از دم سر کارید!! چشم بعضی هاتون هم کور اگر گرونیه می خواستیم وزیر بازرگانی رو قربونی کنیم و بندازیم جلو که خب به دلیل این که گوشت ایشون هم یه دفعه چند برابر گرون شد الان نمی تونیم دیشو بدیم

پس منتفیه

اگرم نتونستید با گرونی کنار بیاید برید بمیرید

الان تا می تونین خانوادگی بمیرید چون قبر های دو سه طبقه ارزون براتون در می یاد چون فقط پول طبقه اولو می گیرن و بقیه رایگانه

پ.ن:دیروز توی کنفرانس کسی رو دیدم که یه روزی بهترین من بود اونقدر دوستش داشتم که خودمو کاملا فراموش کرده بودم اون خیلی راحت از من گذشت و من دیروز براش کاملا غریبه بودم.اون دیروز از یه روزنامه معتبر اومده بود و وقتی بهش نگاه می کردم توی ذهنم این جمله شکل گرفت :معامله خوبی کردی عزیز تر از جانم تو با بستن چشمای عسلیت به روی حقیقتی که خیلی روشن بود یک تیر و چند نشون زدی

مرسی که حقیقت منو فروختی و همه این هایی رو که الان داری به دست اووردی به نظرم معامله خیلی خیلی خوبی بود.کسی چه می دونی اینی که الان هستی چند تا حق به خاطرش له شده ؟اصلا چه اهمیتی داره؟مگه نه؟دیشب بعد چند هفته دوباره چند ساعتی رو دل سیر گریه کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 10:6  توسط غزل  | 

22" بهمن روز تجلي اراده ملي است"///////22 بهمن 86 ‘ملت پیامی ویژه داشت!!

ديروز براي اولين بار با يه دقت و وسواس بيشتري به حجم ملتي كه هر كدوم براي يه قصد به  راهپيمايي رفته بودن (و حضورشون هم با كمال شهامت بايد گفت در 29 سال اخير بي نظير بود فکركردم)  و اين جمله بارها و بارها در ذهنم مرور شد كه تجلي اراده ملي  يعني ..

22 بهمن سال 57 و وقايع نگار تاريخي اون دوران  هميشه باعث غرور و افتخار اين ملته ملتي كه تونست به يك دوران بيش از 2500 ساله با هر نيت و هر هدفي پايان بده

"مي خوام با تاكيد بگم تونست بدون هيچ گونه سازماندهي و هيچ گونه برنامه ريزي متشكلي و تنها با پشتوانه يك اراده ملي و نه صرفا با بيشينه اعتقاد مذهبي (كه البته وجه برجسته اون انقلاب همين باور هاي ديني بود) يه كاري انجام بده كه  لنگه اش در دنيا بي نظيره.."

خيليامون بارها توي برخورد با مردم و نسل هاي انقلاب و بعد از اون شنيديم و گفتيم كه اين انقلاب چه و چه يا مردم اون روزها عقل نداشتن انقلاب كردن اين ببخشيد اخو..ها رو گذاشتن سر كار و يا از بسياري از مشكلات ناليدن و گفتن ناراضين

اما موج جمعيت ديروز توي كل كشور كه اومده بودن 29 ساله شدن اين انقلابو كه با خون هزاران جوان اين مرز و بوم درخت تنومندي براي خودش شده  جشن بگيرن و بگن به اين خاك و وطن و اين انقلاب كه ميراث پدران و برادران و خواهران و دوستان جوان ولي شجاعشونه وفادارن و دوسش دارن

 با تمام تبعيضي كه حس مي كنن

 با تمام وعده هايي كه بخشي اش اتفاق افتاد اما بخش بزرگيش به نام عدالت اتفاق نيافتاد

با تمام فسادي كه جمع شد و با تمام فسادي كه دوباره سر باز كرد و عده اي با تمامي وقاحت، به خاطر منافع خودشون گذاشتن توي تن اين ملت ريشه بدوونه

با تمام گروني و بي حساب و كتاب بودن پاسخ دهي  آدم هايي كه با راي و يا

"خون راي" عزيزان اين ملت بر سر كار اومدن و حالا فراموش كردن كه حيطه ذلت شاه ايران چكمه هاي رضا خاني اي بود كه با تمامي قساوت روي رد خون اين ملت مي گذاشت و حيطه ذلت برخي از آقايون اين روزهاَُ به پا كردن همون چكمه هاست كه گويي بر پاهايي رفته كه نام رضا خان ها رو بيش از دهه هاي اول اين قرن به ياد ها بازمي گردونن..

با تمام خشم خفته اي كه از دست اندازي  به سهم مال يتيمان اين ملت مي شه كه اون روزها به نام سلطنت و طاغوت بود و اين روزها به نامي ديگر ..

 بگن با تمام اين فشار ها يادشونه ما بعد انقلاب دوراني 8 ساله داشتيم كه هم نسل هاي منو به نسلي سوخته تبديل كرد و هم نسل هاي اونا رو به نسلي از دست رفته!!

ديروز ملت اما، جداي از پيام وفاداري به اين خاك، يه  پيام ارزنده ترهم داشت،پيامي كه اگر كمي بشه روش فكر كرد خيلي كار ها رو مي تونه براي اين ملت انجام بده..

"""اين ملت باز هم مي تواند سلطنت و طاغوتو در هر لباسي توي اين آخر زمان بندازه كنار كه اين نه به چكمه هاي رضا خاني و استبداد محمد رضا شاه رحم مي كنه و نه به به باوري كه روزي خون تازه رگ هاي ميليون ها قلب ايراني شد و نه به كساني كه به اسم اين انقلاب اعوان و انصارو آقازاده هاشونو به نان و نوايي رسوندن و براي رفتن به توالت هاي تمدن فرنگي، با خون اين ملت خودشونو صاحب حقي دونستند كه مال اين ملته و حقيو سندي بر داشتن اين سهم ناميدند كه حتي پيامبر خدا با تمام زحمتي كه به پاي اين دين كشيد از خداوند بزرگ طلب نكرد .

اين ملت ديروز گفت آنچه را كه بايد.. تا برخي از خوش احوالان خوش خواب حق اين ملت را به نام همون حق در ظرف کسانی نريزن كه روزي محمد رضا شاه هاي اين سرزمين رو محكوم به سر سپردگي شون کرده بودن . حالا همون ظرف ها با شكل ديگه با آ ل فلان و آل فلان  پر مي شه و از پهلوي ها تنها چكمه اي مونده كه به پاي برخي هاي وطني  است...

شعر قشنگي بود توي هم خواني 22 هزار نفري 22 بهمن توي ميدان هميشه آزاد آزادي:

دوستت دارم اي مهد دين من

دوستت دارم بهترين من

دوستت دارم سرزمين من

سرفراز باشي ميهن من

اي فدايت جان و تن من

پر بهار تر از زر و گهر

خاك پاك تو وطن من

يادگار خون پاك عاشقان بي نشان

تا ابد بود تورا حق نگهدار

اي شميم دلنواز عشق و معرفت

سرزمين پاك ما اي ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 15:53  توسط غزل  | 

                                                                                    

امروز به قول معروف از خبردونی ما یکی از مسئولین ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام بازدید کرد!

تو این چند ماهه لطف خادمین به ملت بارها نثار ما شده و در یک وضعیت بسیار استرس زا و به عناوین و شیوه های گوناگون آوردیمشون تا از نزدیک مشقت کشی ما رو ببینند که در هفته های اخیر آمار این بازدید ها به خصوص از طرف نمایندها بسیار محبت آمیز شده و با وجودی که قبلا برای یک مصاحبه کوچیک  روزگاری رو با هر کدومشون داشتیم اما الان با روی گشاده  قبول دعوت و منت می کنند!!خب این هم از هزاران مزایای دموکراسی و انتخابات و رای و حالا...

در این بین این آخری از کاندیداهای مدعی اصولگرادر انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش و سالیان سال دست راست هاشمی رفسنجانی بود که البته این آخری ها بد جوری همدیگرو ضایع کردن و این هم به قول یه بنده خدااز عواقب بی پدر و مادر بودن سیاسته!!

وقتی این عنصر خدمت گذار به نظام و هاشمی!! (البته در روز های دور افسانه ای) بازدیدش تموم شد و نشست تا گپی باهاش بزنیم یه نوع ادبیات مرسوم در صحبت هاش کاملا مشخص بود و اون" باید بشود" های معمول هر مسئولیه که توی یه پستی و گوشه ای داره مثلا به مردم خدمت می کنه!!

باید این کار رو می کردند که اشتغال زایی بشه

باید در واگذاری های اصل 44 این بشود ..                                      

سرمایه گذاری اقتصادی باید ..بشود

باید ..بشود

من 4 سال بعد از پیروزی انقلاب به دنیا اومدم و از زمانی که می تونم به یاد بیارم هر کی توی تلوزیون و روزنامه مصاحبه می کرد (معلومه که مسئول بود دیگه)هی گفت باید بشود و باید انجام بدیم و....و ما هنوز در انتظاریم تا بالاخره بشود!!

اما آیا می شود؟ چه کسی باید این"بشود"رو انجام بده؟گاهی فکر می کنم پس فلسفه رای دادن به یک سری جماعت و از فرش البته بعضی هاشون رو تا عرش رسوندن بوسیله مردم تا نمایندگی کنن ملت رو برای چیه؟

آیا نمی رن توی مسند کار تا "بشود" یا می رن تا تازه بگن باید بشود!!!!

 بدون شرح:::

دریاب کنون که دولتت هست به دست

کین دولت و ملک می رود دست به دست

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 15:7  توسط غزل  | 

 

توي وبلاگ يكي از دوستان به مطلبي در مورد حقوق زنان بر خوردم و خوشحال شدم كه يك آقا به برخي جملاتي كه عليه حقوق زنان در روزهاي اخير منتشر شده واكنش نشون داده اما وقتي نظرات وبلاگيشو با دقت مرور كردم ، حس بدي بهم دست داد!!يكي از اونا گفته:"فراموش کردیم در ابتدای انقلاب؛ فخری پارسا اولین زن وزیر ایران(وزیر آموزش و پرورش) در زمان بنی صدر ،اعدام شد. تصویر زن مدرن در جامعه را با این اعدام از بین بردند و از اینجا زن ایرانی را به عقب برگرداندند و این همچنان ادامه دارد. از جمله خدمات وی پرورش زنانی چون انوشه انصاری؛ شیرین عبادی؛افشاری در لرد انگلستان و ... زنان بدبخت امروز ما که زیر چادر با یک چشم در خیابانها راه میروند سوار خرمندی هستند نه خردمندی.""

جاي تاسف آنجااست كسي كه حتما در جهت دموكراسي خواهي در نظر دهي به اين مطلب شركت كرده زناني همچون شيرين عبادي را مايه فخر زنان ايراني و زنان چادري را سوار بر خرمندي مي داند؟؟

در حالي كه ما در زماني كه مردان بسياري از ترس،جرات ماندن در اين سرزمين و رويارويي با جنايت كاران جنگي رونداشتند با همين زناني كه به قول شما سوار بر خرمندي بودند جلوي اون ها ايستاديم!!هيچ كس نمي تونه سهم دفاعي چريك هاي زني كه در همين مملكت و با همين باور ها آموزش ديدند رواز حافظه اين مملكت پاك كنه!!                                             

من به هيچ عنوان با شرايط فعلي جامعه طرفدار اين نوع پوشش نيستم( البته منظورم رعایت پوشش صرفا به شکل مذکوره) و به نظرم نوعي افراطي گري است و مطلبي مفصل در مورد حضور زنان در پست هايي مثل پليس زن يا در مورد نماينده هاي زن وارفته مجلس هفتم با نوع پوشش به قولي چادري يك چشمي و يا ضربه هايي كه در قالب افراطي اين نوع پوشش، به زنان متخصص ايراني خورده به زودي مي نويسم اما به عنوان يك زن ايراني اجازه نمي دهم كه با وجود مصداق هاي بسيار،در همه طيف هاي علمي و دانشگاهي و محققين و فعالان زن سياسي مطرح، كساني الگوي مدرنيسم زن ايراني باشند كه در نظراتشان،ازشوراي امنيت خواهان فشار بيشتر به مردم و تشديد تحريم ها عليه ايران براي تحت فشار قرار دادن آن هامي شن و يابه بهانه مبارزه با عدم وجود حقوق بشر، چهره مملكت خودشون روآنقدر سياه وتلخ وعقب افتاده نشان مي دهند كه برخي از توريستها وقتي به ايران مي آيند،آنقدر ما را بد بخت فرض مي كنند كه از اين كه ما مثلا يك چيزي  مانند ماشين و... داريم!!! تعجب مي كنند!!!

                                          

چهره دموكراسي در ايران هنوز كامل نيست هيچ كس هم مدعي كندي پيشرفتها در اين مورد نيست اما از كشور هايي كه در مورد ايران اظهار فضل مي كنند  بهتر است كه هنوز پس از دويست سال، تساوي حقوق سياه و سرخ پوست و سفيد و عرب و عجم در ميانشان حل نشده  است!!

پ.ن: توي همين مطبوعات خودمون همين هايي كه در داعيه دفاع از حقوق زنان سينه چاك مي دهند موقع كار همين همكاران زن خودشون چه مي كنند و مي گويند؟؟؟ تا حالا به كار كردن عكاسان زن در همايش ها  دقت كرديد؟؟ ؟ تا حالا دقت كرديد وقتي توي يك جمع خبري مي شنون دبير گروه يك خبرگزاري يا فلان روزنامه يا سرويس يك زنه ، چطور واكنش نشون مي دن؟؟؟؟؟؟

دفاع و نقد ومخالفت با افراطي گري خوبه اما مصداق يابي اون كاريه سخت ترو اين دقيقا مخالفت با همون دموكراسي است كه عده اي را به دليل نوع پوشش سوار بر خرمندي توصيف كنيم!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 11:24  توسط غزل  | 

 

فردا روز 16 آذر است روزي كه مي گويند منتسب به دانشجو ها است اما واقعا سهم دانشجو بودن در اين كشور پر استعداد چيست؟

اكثر ما حداقل  يك ليسانسي رو يدك مي كشيم اما چند نفرمون در همون رشته اي كه بعضا با بدبختي و مشقت توش ليسانس گرفتيم كار مي كنيم و يا حداقل اگر از ما بپرسند در موردش اطلاعات جامع داريم؟

در سال هاي گذشته دانشجو فقط در دولتي قبول شدن خلاصه مي شد و تمامي روياها و قطار آرزوهاي جونا تنها ايستگاه خوشبختي اي رو كه مي شناخت قبولي در يكي از دوره هاي روزانه يا در نهايت شبانه يك دانشگاه معتبر دولتي بود و غير از اين در ميان حتي قشر فرهيخته به تو به عنوان يك دانشجوي معتبر نگاه نمي كردند و حتي اساتيد دانشگاه هاي غير دولتي سهم چنداني از نبوغ رو برات قايل نبودند،دانشگاه آزادي هاي بي نوا كه در اين ميان وضعيت بد تري داشتند.

ديروز معاون وزارت علوم از پذيرفته شدن حدود 90% از دانشجوي هاي شركت كننده در آزمون سراسري سال 87 خبر داد، در حالي كه كمتر از 15 درصد كل قبولي ها مربوط به دوره هاي به ظاهر معتبر روزانه و شبانه هستند و بقيه بايد در دانشگاه هايي به عنوان دوره هاي سراسري سماغ بمكند كه امكاناتشان در حد صفر است و تنها منحصر به وجود يك ساختمان و چند استاد تازه كار است كه بايد فاتحه تخصصشان رو از همين الان خوند و تنها به داشتن يك مدرك بي ارزش براشون قانع بود در حالي كه اين حجم فارغ التحصيل بي سواد تنها دردي را به درد هاي اشتغال زايي و به دنبال آن بحران هاي ناشي از اون يعني  بي كاري  و چالش در پي آن يعني ازدواج و هزاران مسئله ديگه هم اضافه  خواهد كرد!!

دو سال پيش وقتي روز 16 آذر رييس جمهوري از دانشگاه تربيت مدرس ديدن كرد من اون جا بودم .اين دانشگاه مخصوص فوق ليسانس و دكترا يكي از مجهزترين ها در ميان بقيه است ولي هنوز سايت و كتابخانه درخور خودش رونداشت و اولين تقاضا هم در اين باره بود.

 در حالي كه مقياس مورد مقايسه اونها سايت هاي دانشگاههاي معتبر دنيا بود.  توي اون شرايط فكر مي كردم چطور برخي از دانشگاه هاي مثلا تحت پوشش وزارت علوم حتي از محوطه كافي براي كلاس ها هم بي بهره اند چه برسه به آزمايشگاه و سايت و كتابخانه و غيره در حالي كه ازشون شهريه هم مي گيرن و اين در حالي است كه سر فصل هاي آموزشي كاملا مانند يكديگر ند!!

پس در واقع ما در اين مملكت نه تنها به دنبال سواد نيستيم بلكه فقط داريم يك دوره رو به دوره 12 ساله و

 بي ارزش مدرسه اضافه مي كنيم كه بيشتر فارغ التحصيلانش به جرات،يك خط بيشتر از ديپلمشان سواد ندارند و اين قصه در مورد دانشگاه هاي آزاد واحد هاي درغوز اباد بدتر هم مي شه.........

بهتره مثل عكس بالا بريم برگامونو رنگ كنيم براي درس خوندن شب امتحان وقت داريم مگه نه!!

پي نوشت:دومين سالگرد عروج كبوتر هاي عرصه اطلاع رسانيو به آسمان جاويد مهر تسليت مي گم

بدون شرح:::

قطار مي رود/تو مي روي/تمام ايستگاه مي رود/و من چقدر ساده ام،كه سال هاي سال در انتظار تو،كنار اين قطار رفته ايستاد ه ام و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته ، تكيه داده ام!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 21:47  توسط غزل  | 

  

زمان معرفي كابينه نهم وقتي گروه پيروز انتخاباتي ليست هاي رنگارنگي از چهره هاي پيشنهادي خود براي تصدي وزارت خانه هاي موجود و براي چشيدن مزه دهان نمايندگان به مجلس مي فرستاد چهره نمايندگان در گوشه گوشه هاي راهروهاي پر پيچ و خم مجلس ديدني بود!

 به نظر مي رسيد با رويت اين ليست پچپچه هاي فراواني در مجلس شكل گرفت و از همان جا دولت و مجلس كاملا منطبق، زاويه اي اساسي و البته پنهان پيدا كردند كه درواقع اظهار تعجب ها ازاعلام اسامي نامزدهاي كابينه فقط از طرف فراكسيون هميشه شاكي ولي ساكت "اقليت مجلس هفتم"- كه زياد هم دل خوشي از پيروز انتخابات نهم نداشتند-مطرح نشد  بلكه در اردوگاه اصولگرايان آن روزهاي مجلس هم شاكيان فراواني از اعلام اين اسامي وجود داشت!

قبل ازارائه  ليست شنيده مي شد كه احمدي نژاد تيم خاصي به نام" كابينه" در چنته ندارد ودر عين ناباوري ليست نامزدها و در نهايت نوع راي اعتماد بي سابقه مجلس به دولتي كه تقريبا با خودش هم سو بود نشان داد با وجودي كه رييس جمهوري جديد روحيه اي انقلابي دارد اما ابزار ادامه تحولات مثبتي را كه در ابتداي انقلاب توسط شخصيت هاي برجسته اي مثل شهيد مطهري؛يا بهشتي و امثال آنان وعده داده شده بود را نداشته و طبعا به سختي و در خوشبينانه ترين حالت ممكن خواهد توانست تعداد معدودي ازچاله هاي متعدد موجود در مسير حركت كشور را پر كند.

با وجود سهم گيري برخي از نمايندگان و چهره هاي سياسي مطرح از

كابينه نهم اما؛ تركيب نهايي چنگي به دل نزد و در واقع انتخاب ها به جز چند مورد اندك همه به نوعي نشان دهنده روزگاري بودند كه امروز به نام

"ترميم كابينه" ناميده مي شود در حالي كه هر كدام با هزينه هاي زيادي از جانب نمايندگان ملت و دولت به روي كارآ مده و اعمال سياست هاي آن ها هزينه هاي هنگفتي را از وزارت خانه ها يا سازمان هاي مطبوع آن ها صرف كرده بود!!.

هر چند اين روحيه رييس جمهوري قابل تحسين بوده و هست كه به مردم قول داد مديران را در صورت بروز هر گونه مشكلي تغيير داده و اجازه تكرار آنچه در سال هاي قبل در حوزه مديريت كشور به صورتي "موروثي سالار" اتفاق مي افتاده ؛نخواهد داد،اما با توجه به مشكلات عديده اي كه وجود داشت آيا صلاح بر اين بوده و هست كه چنين تغييراتي آن هم در بالاترين سطوح مديريتي اين كشوردر حالي رخ دهد كه تقريبا تمامي گزينه هاي خارج شده از كابينه دقيقا كساني باشند كه از همان ابتدا در مورد توان مديريتي آن ها ميان نخبگان كشور از هر دو جناح موافق و مخالف دولت،ترديد بود و آن ها با بحثهاي فراوان و بعضا با راي اعتماد هاي بسيار پايين و يا رايزني ها و مصلحت انديشي هاي بسيار بر سر كار آورده شده بودند؟

آيا اين همان مصداق تغييرات شجاعانه مورد نظر رييس جمهوري بوده؟ در صورتي كه ثبات و تغيير مديران به اندازه هم ارزشمندند و دو كفه تقريبا هم ترازند!

انجام تغييرات بي سابقه در بدنه وزارتي كشور مصداق شعار "جلوي ضرر را از هر كجا بگيري فايده است" كه رياست محترم جمهوري آن را بارها در ابتداي تصدي مقام  خود بيان كرد، اما به نظر نمي رسد وقتي عمر دولت در گذار از نيمه آن است اين جمله مصداق پيدا كند وديگر بتوان برايش ارزش خاصي قايل بود زيرا شناخته شده ترین فرد هم در مدت زمان باقي از عمر دولت نهم نمي تواند به خوبي بر اوضاع مسلط شود و ديگر اين كه دولت هم نمي تواند گرم به اين پشتوانه باشد  كه دوره بعدي هم از آن اوست !!

از اين بابت بهتر بود دولت با صرفه نظر از لجاجت هاي اوليه اش در انتخاب برخي از وزراي در حال حاضر"مستعفي" جلوي اين همه ضرر را مي گرفت تا سكان وزارت خانه هاي بي وزير مانده دوباره به دست كساني داده نشود كه در همان ابتدا مطرح و بوسيله نمايندگان مردم رد شده بودند كه هزينه ي ساعات تلف شده از وقت مجلسي كه در اواخر عمر خود با انبوه لوايح و طرح هاي مهم در نوبت مانده مواجه است،در حال حاضر كمتر از ادامه سلانه سلانه كار كردن برخي از اين وزرا -در مدت باقي- كه لااقل به اقدامات دولت نهم عادت كرده اند،نيست!!

البته منظور تحت الشعاع قرار دادن اقدامات مثبت دولت نهم و يا هر دولت ديگري در اين  مجال نيست اما اين يك  واقعيت است که تغييرات كابينه نهم و تصدي برخي از ارگان هاي عريض وطويل به وسيله برخي چهره ها "به عنوان بدعت  جديد رييس جمهور" چنگي به دل نمي زند!!!

 پ.ن:بدون شرح:::ال یا ایها الساقی ادرکاسا ونا ولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 20:46  توسط غزل  |