تبليغاتX
مشرق زمین

مشرق زمین

 

 

مصاحبه با کرمی راد-عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هشتم

چاپ روزنامه خبر:۲۰ آبان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:10  توسط مریم هدیه لو  | 

 

مصاحبه رودکی -نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم

چاپ روزنامه خبر ۱۴ آبان

با تیتر :دولت با مصوبه ۲۰ نیروگاه اتمی چه کرد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:7  توسط مریم هدیه لو  | 

 

متعادل سازی بودجه ورزش بانوان و اقایان

علی سعید لو هفته گذشته در کمیسیون فرهنگی مجلس حاضر شد و در خصوص بسیاری از برنامه های اجرایی خود به نمایندگان پاسخ گفت.این جلسه رضایت نسبی بسیاری از نمایندگان را نسبت به برنامه های علی سعید لو در پی داشت که در سایر اظهار نظرات اعضای غیر از کمیسیون فرهنگی نیز به چشم می خورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 10:16  توسط مریم هدیه لو  | 

 

نامه های کروبی شخصی است ربطی به حزب اعتماد ملی ندارد.

روزنامه خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 2:8  توسط مریم هدیه لو  | 

روز چهارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 11:50  توسط مریم هدیه لو  | 

روز سوم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 10:49  توسط مریم هدیه لو 

 روز اول
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 10:42  توسط مریم هدیه لو 

 

علی‌اکبر جوانفکر در دوره نهم ریاست جمهوری نشان داد که یکی از وفادارترین و موافق‌ترین‌‌ها در کنار رئیس‌جمهور است.در بسیاری از مواردی که انتقادات زیادی از سوی رسانه‌ها متوجه عملکرد رئیس‌جمهور بود وی با دفاعی قاطع از احمدی‌نژاد بارها حمایت بی‌قید و شرط خود را از او به نمایش گذاشت وبا وجودی که در یک سال و نیم آخر دولت نهم حضور کمرنگی در کنار رئیس‌جمهوری و در میان رسانه‌ها داشت...

ادامه مصاحبه  

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 12:39  توسط مریم هدیه لو  | 

 

نگاه نمايندگان به حمايت از رييس جمهوري درهرمقطعي يکي ازموثرترين ابزار هاي وي براي پيش برد منويات دولت تحت اختيار و به جلو راندن  امور کشور در سايه همکاري مسالمت آميز به نفع ملت است.در اين ميان هيچ دوره اي به جز دوره هفتم،مجلس با دولت نهم و سپس مجلس هشتم با اين دولت، نگاه هم سويي به لحاظ جريان حامي نداشته اند.هر دو اصولگرا بوده و همين هم سويي  بايد باعث مي شد که تلاقي و تقاطع انديشه ها براي اداره کشور هر چه کمتر شده و فراترازجهت گيري هاي متفاوتي که بايد به جاي خود  وجود داشته باشند ازاين اتفاق ميمون مهمترين بهره را ملت خواهند برد.از سوي ديگر جريانات متفاوت در اين باره معتقد بودند که همين هم سويي باعث به قول معروف نان قرض دادن دولت و مجلس به يکديگر شده و کارکرد دولت را ضعيف خواهد کرد.


 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت 16:6  توسط مریم هدیه لو 

چقدر قابل تاسف است که رهبر انقلاب روز ۲۷ تیرماه حکمی را داده باشد و شامگاه دوم مرداد از رسانه ملی ناگزیر به خواندن آن شوند تا بالاخره تکذیب کنندگان دستور رهبری مبنی بر عزل اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اولی دولت دهم که البته هنوز از سوی رهبری تنفیذ حکم نشده است این باور را با عموم مردم بپزیرند و این استراتژیک ترین اشتباه رییس جمهوری پس از انتخابات بود که با وجود آنکه  حاشیه های زیادی  پیش و پس از انتخابات دامن کشور را به تشنج کشانده بود بازهم بر انتخاب خود پافشاری کرد و شخصی را برگزید که به هیچ وجه شایسته این همه پافشاری نبود که حتی اگر مشایی در و گوهر و زر و سیم این ملت هم بود مصلحت کشور ایجاب می کرد که بسیار شایسته تر با انتصاب دوباره وی در دولت دهم برخورد شود و تشنجات جامعه را بیش از پیش افزایش نداده و دامنه آن را به میان کابینه نهم نبرد که وزیر ارشاد در مورد آن موضع گیر کند و بسیاری از سایت ها و رسانه های حامی دولت هم به بایکوت کامل خبری مراسم تودیع و معارفه رییس سازمان ایرانکردی و جهان گردی بپردازند  که بایستی به صورت کامل پوشش داده می شد.

سر کردن در برف مانند کبک رسم خوبی نیست و ایراد گرفتن از دیگران و بر عیب خود چشم بستن بدترین خطا است چه این که مردم تنها به دکتر احمدی نژاد رای نداده اند بلکه خط فکری ولایت مداری و حمایت از محرومین و ساده زیستی مهمترین عامل این رای بود و در یک کلام مردم به جریان فکری ایشان رای دادند و این هشدار جدی است که این مردم همان مردمی هستند که ۱۱ میلیون رای به بنی صدر دادند و بعد با حکم برکنای وی از سوی امام دو برابر به خیابان ریختند و خواستار کناره گیری وی شدند.

مردم وامدار هیچ کسی نیستند و تا زمانی حمایت می کنند که این حمایت جنبه شخصی و کورکوانه به خود نگیرد که در حکومتی که متعلق به منجی است این بدترین گناه است که وامدار اشخاص باشیم و آن چه واقعی است را بر زمین نهیم.

کاش جریان طوری پیش نمی رفت و نرود که رهبری مجبور به هزینه کردن دستورات خود برای امور پیش پا افتاده ای شود که چندان ارزشی را به همراه خود نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 10:50  توسط مریم هدیه لو  | 

از تصمیم رییس جمهوری در خصوص معرفی رحیم مشایی به  سمت معاون اولی شگفت زده شدم اما صبر کردیم شاید در این 4 روز فرجی شود اما انگار خبری نیست....

طبق اصل 131 قانون اساسی معاون اول رییس‌جمهور در صورت فوت رییس‌جمهور یا عزل یا غیبت او بیش از دو ماه به طور خودکار با موافقت رهبری وظایف رییس‌جمهور را انجام می‌دهد و برای دو ماه کشور را اداره می کند  و  بالقوه می‌تواند رییس‌جمهور کشور شود، حداقل باید درجه‌ای از آن رجال سیاسی که در اصل 115 درباره شرط رییس‌جمهور آنها آمده است را داشته باشد و  بتوان از وی به عنوان یک رجال سیاسی نام برد و بر این اساس بایستی شرایط رجل سیاسی و مذهبی را دارا باشد.

اما روز جمعه و پس از آخرین جلسه هیئت دولت نهم در مشهد مقدس و معرفی معاونان رییس جمهوری قبل از تایید حکم تنفیذ رییس دولت دهم از معرفی مشایی به عنوان معاون اول رییس جمهوری و کنار گذاشتن پرویز داوودی  شگفتی بسیاری از حامیان رییس جمهوری را بر انگیخت.

این مسئله در حالی است که رحیم مشایی به عنوان معاون گردشگری دولت نهم به علت حواشی متعدد مورد انتقاد نخبگان سیاسی و دلسوزان نظام حتی مورد تایید علمای حوزه نیست و معرفی وی در سمت خطیرو مهم معاون اول از سوی دکتر احمدی نژاد قدری قابل تامل است.

البته این حق هر رییس جمهوری است که بر اساس نظر و خواست خود رفتار کرده و اعضای همکار خود را انتخاب نماید اما با توجه به تشنجات موجود پس از انتخابات و اینکه این فرد در دولت نهم فردی پر حاشیه بوده است  بایستی احتمال حضور وی را در دولت حتی با اصرار بر ماندن وی به مشاور بودن مشایی در نهایت رضایت می داد و داشتن سمت اجرایی  را به نفع کاهش تنش ها کنار می گذاشت.

برخی از اظهار نظرات در اینباره که چندان هم دوستانه به نظر نمی رسند و شاید دامنه مخالفت ها را با دولت حتی از سوی حامیان آن زیاد ترنماید:

مسئوليت مهم دولت دهم در تشنج زدايي از جامعه

خبر آنلاین

خبر آنلاین-2

جوانفکر

نامه رئیس سازمان زندانها به مشایی

پرویز داودی دو روز گذشته سر کار نرفت

و....

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 11:52  توسط مریم هدیه لو  | 

سال گذشته در مورد دوستي با روسيه يه مصاحبه مفصل با خسرو معتضد وقايع نگار و تاریخ دان عجيب و غريب و بسيار آگاه به مسايل تاريخي گرفتم و وي در آن مصاحبه وقتي نوع جهت گيري تاريخي روس ها در مقابل ايران و نوع رفتار انفعالي ايراني هابا روس ها و مواضعشون  رو در مورد ايران تشريح كرد با تاسف جمله اي را بر زبان آورد كه بسيار قابل تامل بود : "مسئولين ايراني هميشه حافظه تاريخي ضعيفي دارند" و اين مسئله تا چه حد در سال هاي اخير قابل رصد و قابل توجه است چه در مورد مسايل داخلي و چه در مورد مسايل خارجي...
وقتي در انتخابات مجلس ششم هاشمي رفسنجاني با بيشينه تاريخي در سالهاي مبارزه و انتخابات به آن شكل زشت و فجيع توسط اصلاح طلبان مورد هجوم قرار گرفت حتي بسياري از كساني كه شايد به دليل اقدامات ايشان اقبال خوبي به وي نداشتند از اين مسئله ناراحت و شاكي شدند زيرا به نظر آن ها برخی از اصلاح طلبان آن روزها حريم هاي انقلاب و نظام را در تخطئه و مسئله سازي براي چنین شخصیت برجسته ای در ذهن مردم  شكستند و شايد هم حق با آن ها بود زيرا آن همه هجوم بي سابقه به رييس جمهور سابق در تاريخ اين كشور (البته تا آن زمان بي نظير بود) و اين شايد حريمي بود كه درآن زمان توسط اصلاح طلبان شكسته شد.

اما اين همه دشمني و حريم شكني كه بر شخصيت هاشمي رفسنجاني روا شد در انتخابات رياست جمهوري نهم به يكباره تغيير كرد.ورق به كلي برگشت ...هاشمي به اسطوره اصلاح طلبي و اصلاح طلبان تبديل شد و همه آن ها به اضافه يك سري از گروه هاي موافق خود آقاي هاشمي، به مجيز گويان دوران سازندگي و تعريف و تمجيد گویان از وي تبديل شدند و در نهايت حيرت مردم ،آقاي هاشمي به سمبل اصلي جريان اصلاح طلبي و در واقع نجات دهنده اين جريان از سقوط پس از 8 ساله سيطره بر تمامي اركان كشور تبديل شد.

اما تير اصلاحات به هدف اصابت نكرد و اين بار در رقابت با هاشمي در دور دوم احمدي نژادي وارد عرصه سياسي كشور شد كه در هيچ حلقه از زنجيره قدرت نبود تا اين بار به جاي آنكه ركب زنان به خاتمي بخواهند خاتمی را از قطار سياست و اصلاحات در كشور پياده  و از وي عبوركنند كل آن اصلاح طلبان از قطار پياده شدند تا بلكه با قرار گرفتن در حاشيه ريل سياست و قدرت كمي بيانديشند.
اما در اين دوره نيز خاطره ها و حافظه ها به كار نيافتاد و همان طور كه خسرو معتضد وقايع نگار تاريخي گفته بود كه حافظه تاريخي مسئولين و سياستمداران ايران هميشه ضعيف بوده است باز هم اين ضعف نگذاشت عبرت درسي براي تاريخ جديد تصوير كند و بازهم همان جريان البته اين بار هم سو با دشمنان نظام اسلامي ايران پشت برخي سياسيون داخلي جبهه گرفتند تا بازهم همان تاريخ تكرار شود و امروز باز هم از شخصيت هايي مايع مي گذارند كه شايد سكوتشان علامت رضا نبوده باشد اما به علامت رضا تفسير شده است.
امید است  اين علامت رضا با نارضايتي تمامي كساني همراه شود كه فكر مي كردند اگر از يكي از شخصيت هاي برجسته نظام استفاده(بخوانيد سوءاستفاده) نمايند مي توانند اركان اين نظام را - كه با تلاش همان كساني كه در اين مقطع سكوت كرده اند ساخته شده است – را متلاشي كنند.آن ها هم حتما اين حافظه تاريخي را از دست داده اند كه اين ملت هيچ گاه حفره هاي ميان خودش را با خاك غير پر نخواهد كرد و امروز به قطع اين تير هم به هدف مطلوب نخواهد خورد.

+ نوشته شده در  شنبه 27 تیر1388ساعت 8:44  توسط مریم هدیه لو  | 

 

نمی دونم باید این پست رو می ذاشتم یا نه اما لازم دیدم حتما این کار رو بکنم چون انگار یک عده که پیام می ذارن فکر می کنن که مثلا نویسنده این پست یا وبلاگ یا وبلاگ های شبیه به اون یک غریبه است

نه ما همه هم وطنیم از یک آب

از یک خاک از یک نفس

ما فقط تفاوت عقیده داریم

همین

من نمی دونم پس این همه ادعا برای آزادی اندیشه یعنی چه؟

توی دادگاه آلمان جلوی چشم این همه پلیس یک زن محجبه مسلمان رو با ۱۸ ضربه چاقو می کشن هیچ مدعی آزادی اندیشه ای حرف نمی زنه اونوقت یکی توی مملکت خودمون توی پست وبلاگت بدترین حرف ها رو بهت می زنه که مثلا چرا خاطره تعریف کردی؟

جالبه که ما وقتی خودمون نمی تونیم همدیگر رو تحمل کنیم و به اندیشه هم احترام بذاریم ولو مخالف چطور می خوایم از بالاتری های این مملکت انتظار داشته باشیم دیکتاتوری نکنند؟؟؟

اصلا تویی که می گی مرگ بر دیکتاتور می فهمی کلمه دیکتاتور یعنی چی؟

بازم برایم جالبه که دیکتاتور به معنی مستبد و خود رای که به نظر کسی هیچ ارزشی نمی گذاره در هر دوگروهی که امروز متاسفانه به برکت انتخابات دهم متولد شده به صورت قاطع دیده می شه و هر دو طرف روبرویی رو متهم به دیکتاتوری می کنن

ولی در واقع خودشون با همون حرف دیکتاتورند

هیچ وقت آزادی فکر در این مملکت حاصل نمی شه مگر اینکه مدعیان اصلی اون اگر هم بنا رو بر مبارزه گذاشته اند بفهمند اول باید به اندیشه روبرویی  احترام بذارن و به جای دایم متهم کردن اون در ادبیات خودشون فکر و حسشون رو در مورد این آزادی تبیین کنند اونوقت می شه حداقل روزنه امیدواری ای به دست اورد که می شه در این مملکت بدون ترس آزاد فکر کرد و بلند بلند اندیشید نه باریا و تظاهر....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 تیر1388ساعت 9:35  توسط مریم هدیه لو  | 

من یک سوال برام پیش اومده ؟یکی به من جواب بده لطفا..

توی امتحان کنکور و دانشگاه هر بار که می رفتم سر کلاس و میومدم و هر بار که با استاد ها صحبت می کردم همه با اتفاق نظر می گفتند که من جزو بخت های رتبه عالی دانشگاه در دوره های روزانه هستم و باید در رشته ای که در فوق لیسانس انتخاب کردم روی دوره های روزانه دانشگاه های اصلی حساب باز کنم و من هم همین را می خواستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 22:24  توسط مریم هدیه لو  | 

 

امروز حدود یک هفته ای از انتخابات گذشته و با وجودی که به شدت از این اوضاع این روزها متاسف و متاثرم و دقیقا با واژه دهن باز دارم به این شرایط نگاه می کنم 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 21:51  توسط مریم هدیه لو  | 

از روزهاي پاياني تبليغات رياست جمهوري دهم سناريوي جديدي در ادامه اقدامات بر عليه انتخابات دهم آغاز شد كه بر اساس آن برخي از گروه ها نيز كه در روزهاي آخر تبليغات ، اقبال كانديداي خود را چندان اميدوار كننده نمي ديدند، شروع به شايعه پراكني كرده و اين طور جلوه دادند كه از قبل از برگزاري روز انتخابات، احتمال تقلب در راي گيري وجود دارد و به نحوي القا كردند كه گوئي هر كسي از صندوق انتخابات بيرون بيايد ، با تقلب بيرون آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 خرداد1388ساعت 21:51  توسط مریم هدیه لو  | 

مناظره نهایی میان دو کاندیدای اصواگرا روی لبه تیغ و با احتیاط کامل برگزار شد و اولین مناظره ای بود که با کارکردهای واقعی مناظره البته با تاکید بر این که این الگو اولین بار است که طی این سی سال طراحی شد ،برگزار گردید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 8:39  توسط مریم هدیه لو  | 

در مناظره هاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اين روزها مطالبي مطرح مي شود كه اگر بينندگان بدون هرگونه جانبداري و هيجان و تنها با هوشمندي آنها را بشنوند و واقعا مورد مقايسه با هم (دقيقا با كاركرد مناظره) قرار دهند،متوجه نكاتي ويژه خواهند شد .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 15:7  توسط مریم هدیه لو  | 

 

اين روزها با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري دهم و پس از گذشت 9روز از زمان تبليغات رسمي كانديدا هاي منتخب،مسايلي اتفاق مي افتد كه اگر پس از انتخابات مورد بازنگري و جامعه شناسي دقيق قرار گيرد مي تواند حركت فكري جامعه ايران در مورد دستیابی به  الگوهایسيستم هاي دموکراتیک در  دنيا را ارزيابي كند.

تبليغات با چه هدفي؟ 

+ نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 10:25  توسط مریم هدیه لو  | 

روز 20 ژانويه سال 2009 براي بسياري از طرفداران آزادي و مخالفان تبعيض نژادي روز مهمي است. پس از سالها تبعيض و تفاوت، در حالي "باراك حسين اوباما" در مقابل بيش از 2 ميليون مردم حاضر در خيابان هاي منتهي به كنگره آمريكا به عنوان چهل و چهارمين رييس جمهوري ايالات متحده، قسم ياد كرد كه حتي در تصورات و روياهاي "مارتين لوتركينگ" نيز نمي‌گنجيد ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 16:59  توسط مریم هدیه لو  | 

این روز ها خبر خیلی زیاده برای تحلیل کردن ونوشتن اما در حوزه اقتصادی حاشیه های یک تودیع و معارفه جدید  و در حوزه سیاسی سفر رییس جمهوری به نیویورک و حاشیه های آن و در حوزه خودمونی مطبوعات هم  جارو جنجال ها بر سر روزنامه خورشید از همه جذاب ترند!

**در مورد اول که مظاهری استعفا داد اما خودش گفت که خبر استعفایش را شنیده و اگر خبره که حتما درسته و این خیلی بده که یک مسئول از رسانه ملی و سایر رسانه ها به عنوان عضو مستعفی  معرفی بشه در حالیکه خودش از این استعفا خبر نداره!!به هر حال بنگاه های زود بازده وزیر کار بالاخره کار خودشو کرد و مانع اصلی از سر راه برداشته شد اما بهتر بود با توجه به اختلافات علنی شده وزیر کار و رییس کل بانک مرکزی در مورد یک مصوبه هیئت دولت و پیشنهاد وزیر کار رییس جمهور اختلاف این دو را با موضع حذف یکی حل نمی کرد (البته معلوم هم بود نسبت به رقیب خود دارای موضع ضعیف تری در دولت است)تا چنین برخوردهای قهری در دولت ها باب نشده و سرنوشت یک سازمان بسیار مهم و تاثیر گذار در اقتصاد ملی به چنین چالشی کشیده نشود که در عرض یک دولت سه نفر پست مهم ریاست بر مهمترین ارگان پولی و مالی کشور را تجربه نکنند!و در واقع شرایطی فراهم شود تا مشکلات دولتمردان با هم در همان دولت مرتفع گردد!به قول الیاس نادران ما که نفهمیدیم بالاخره فلسفه این عزل و نصب از ابتدا چه بود! 

**در مورد دوم از نظربرخی از سایت هاسفر رییس جمهوری به نیویورک به صورت کمرنگ در آمریکا پوشش خبری داده شد که این مسئله  چندان منطقی به نظر نمی رسد زیرا سران کشور های مهم و تاثیر گذار منطقه درآن جا زیادند و همه آن ها نیز به اندازه خودشان خبر ساز و مهم هستند.

با توجه به سابقه  روابط میان ایران و آمریکا بحث پوشش خبری نباید با زاویه ای  سیاه نگر در مورد آن ها مورد ارزیابی قرار بگیرد و این درحالی است که سخنرانی رییس جمهوری ایران به صورت مستقیم از شبکه های فاکس نیوز/ بی بی سی /سی ان ان /شبکه خبر  و پرس تیوی و العالم ایران پخش می شد و هر چند بی بی سی در میانه راه سخنرانی را قطع کرد اما بقیه رسانه ها این سخنرانی را تحت پوشش قرارداده و بسیاری از روزنامه نگاران و رسانه های گروهی آمریکا و سایر رسانه های میهمان نیز به فاصله کمتر از دو ساعت از این سخنرانی در یک کنفرانس گسترده مطبوعاتی از رییس جمهوری ایران سوال پرسیدند که این نشان دهنده اهمیت گذاری مواضع ایران از دید رسانه های جهانی است و هر چند بخش هایی از سخنرانی بعضا حذف و یا مورد هجمه مخالفت های سران این کشور ها و حتی نامزد های انتخاباتی آن ها قرار گرفت  در حالی که  مطرح شدن آن ها به نفع ایران بود.

این در حالی است که بلا فاصله رییس جمهور لبنان نیز پس از ایران سخنرانی کرد که به هر حال به جهت روابط با اسراییل برای پوشش خبری چندان هم کم اهمیت نبود ولی هیچ یک از این شبکه ها پوشش خبری مستقیمی در این ارتباط انجام نداند و تنها در میان خبرهای رسانه ایی خود لحظاتی کوتاه به آن پرداختند و از این بابت نباید بی انصاف بود .به نظر من سخنرانی دکتر احمدی نژاد در نیویوک سخنرانی بسیار خوب و همراه با اعتماد به نفسی بود و اگر کمی در مورد مسایل اساییل لفافه بیشتری به کار می رفت تا  موجب سوءاستفاده رسانه ها و مسئولین غربی در جهت فشار بر ایران نشود سخنرانی بسیار بهتری می شد.

** روزنامه خورشید به عنوان روزنامه تامین اجتماعی طی روزهای اخیر زیاد مورد توجه برخی از سایت های خبری و روزنامه ها قرار گرفته و از این بابت هر روز خبری و یا تحلیل رو در این خصوص می شنویم و یا می خونیم.

به نظر من هم اهداف این روزنامه با تیمی که جمع کرده چندان هم خوانی ندارد و در این میان یا اهداف سازمانی و بودجه فدا خواهند شد و یا عده ای از همکاران رسانه ای که مجبورند به نوعی در قلم زدنشان کوتاه بیاند و هیچ یک از این دو موضع درست و اصولی نیست زیرا روزنامه خورشید با بودجه دولتی و با یک خط فکری مشخص اعلام حضور کرده و با وجودی که اکثر دوستان من دراین روزنامه از بچه ها خوب مطبوعاتی هستند اما خطوط فکری و قلمی و جهت گیری هایشان با اهداف روزنامه هم خوانی چندانی ندارد و به صرف نوع تفکر برخی از مدیران و مسئولین این روزنامه نیاید هیچ یک از این دو بعد فدا شود.اما از سوی دیگر هجمه سنگین و استرس زای برخی از سایت ها و روزنامه ها به خوشید چندان مطلوب به نظر نمی رسد و قصاص قبل از جنایت است.هنوز معلوم نیست که این روزنامه به قول دوستان با بودجه میلیاردی چطوراز آب و گل درآید که آن زمان بلا فاصله می توان اظهار نظر کرد اما در حال حاضر وارد کردن استرس های کاری به گروهی که تازه در حال شکل گیری هستند درست نیست و میتوان در صورت لزوم به این همه دلسوزی لابی ها و جلساتی را در خصوص ان با مدیران این روزنامه برگزار و تذکرات مشفقانه را بدون جنجال به آن ها ابلاغ کرد.به هر حال مدیریت رسانه ای در کشور ما همچنان ضعیف است...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مهر1387ساعت 11:7  توسط مریم هدیه لو  | 

 عصر 5 شنبه کنفرانس خبری رییس جمهوری برگزار شد و نکاتی در این کنفرانس بود که جلب توجه می کرد:

بر خلاف کنفرانس های ابتدایی دکتر احمدی نژاد در فاصله سال های 84-86 در چند کنفرانس اخیر، از آن همهمه و شور و اشتیاق قبلی خبرنگاران  خبری نبود و در میان خبرنگاران نیز (به خصوص خارجی ها )دیگر چهره های شناخته شده قبلی دیده نمی شدند، و در واقع بسیاری از خبرنگارن بی آنکه سوالی آماده کرده باشند تنها به عنوان شنونده سوالات قدم در کنفرانس گذاشته بودند و این به دلیل برنامه ریزی های همیشگی مسئولین رسانه ایی جلسه در گزینش رسانه ها بود!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 12:5  توسط مریم هدیه لو  | 

ماه  گذشته گزینه های پیشنهادی برای تصدی وزارت خانه های کشور ،اقتصاد و دارایی و وزارت راه و ترابری شرايط پر مخاطره‌اي را براي گرفتن راي اعتماد از مجلس هشتم طي كردند که در این بین کردان -وزیر کشور- پس از وزيري هامانه(اولين وزير نفت دولت نهم كه پس از سه گزينه‌ي سعيد لو، تسلطي و محصولي به ساختمان وزارت نفت راه يافت)،يكي از گزينه‌هاي پراسترس براي تصدي مسئوليت وزارت به حساب مي‌آمد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 14:46  توسط مریم هدیه لو 

 

از همه فیلتر ها و از همه کسایی که می نویسند و نمی نویسند شاکیم ..........

تهران امروز هم توقیف شد.اولش فکر کردم مثل برخی از روزنامه های قبلی یکی رو روزه است

اما امروز صبح فهمیدم که لغو امتیاز شده به خاطر یک عکس ...

چرا؟؟؟؟

چند روز پیش یه شوک هم به فارس دادن که البته فقط یک بازی ماهرانه بود اما واقعا فیلتر توی هر دولتی بده

صبح دبیر اجتماعی خبرگزاری می گفت یک عشق داشتیم فعلا توی مطبوعات اونم ازمون گرفتنش!!!!

احترام به عالی ترین مقام کشور لازمه و درش شکی نیست اما تهران امروز واقعا خوب و متعادل بود و هممون می خوندیمش

هزار تا آیا و اما و اگر اومده جلوی نظرم اما انگار رسما رقابت(...) انتخابات ریاست جمهوری آینده  آغاز شد!!

یاد جمله دکتر الهام دیروز توی جلسه هفتگیش با خبرنگار ها افتادم که گفت:

صبر دولت زیاده و تخریب ها رو تحمل می کنه...

الان می گم انگار آقای سخنگوی محترم هم نمی دونست قدر این صبر همون شب تمومه!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 9:9  توسط مریم هدیه لو  | 

دیروز کنفرانس نهم ریاست جمهوری بود ومن بعد از ۸ ماه که از این حوزه دور بودم رفتم و کلی از دوست ها و همکاریا قدیمی مو دیدم.

کنفرانس مثل همیشه بود و زیاد اتفاق جالب یا محوریت چندا ن مورد توجهی نداشت و  بیشتر در سطح سخنگو بود تا خود رییس جمهور و در کل چیز زیادی در مورش  نمی شد نوشت

اما یه نکته جالب برای من این بود که با وجودی که امروز قرار بود استیضاح وزیر بازرگانی در مجلس انجام بشه اما نه تنها هیچ کس در این مورد از وی سوالی نکرد بلکه خود رییس جمهور هم هیچ برنامه ای برای رفتن به مجلس نداشت  و قرار بود برای سفر استانی به گلستان بره

همه می پرسیدند مگه نمی خواد از وزیرش توی مجلس دفاع کنه؟ من به یکی از بچه گفتم استیضاحی در کار نیست و الان که داشتم از طریق رادیو مجلس رو گوش می کردم شنیدم که با یه بازی جالب بین هیئت رییسه و استیضاح کنندگان  این موضوع از دستور کار مجلس خارج شد واین  یعنی این که مردم برید که همه از دم سر کارید!! چشم بعضی هاتون هم کور اگر گرونیه می خواستیم وزیر بازرگانی رو قربونی کنیم و بندازیم جلو که خب به دلیل این که گوشت ایشون هم یه دفعه چند برابر گرون شد الان نمی تونیم دیشو بدیم

پس منتفیه

اگرم نتونستید با گرونی کنار بیاید برید بمیرید

الان تا می تونین خانوادگی بمیرید چون قبر های دو سه طبقه ارزون براتون در می یاد چون فقط پول طبقه اولو می گیرن و بقیه رایگانه

پ.ن:دیروز توی کنفرانس کسی رو دیدم که یه روزی بهترین من بود اونقدر دوستش داشتم که خودمو کاملا فراموش کرده بودم اون خیلی راحت از من گذشت و من دیروز براش کاملا غریبه بودم.اون دیروز از یه روزنامه معتبر اومده بود و وقتی بهش نگاه می کردم توی ذهنم این جمله شکل گرفت :معامله خوبی کردی عزیز تر از جانم تو با بستن چشمای عسلیت به روی حقیقتی که خیلی روشن بود یک تیر و چند نشون زدی

مرسی که حقیقت منو فروختی و همه این هایی رو که الان داری به دست اووردی به نظرم معامله خیلی خیلی خوبی بود.کسی چه می دونی اینی که الان هستی چند تا حق به خاطرش له شده ؟اصلا چه اهمیتی داره؟مگه نه؟دیشب بعد چند هفته دوباره چند ساعتی رو دل سیر گریه کردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 10:6  توسط مریم هدیه لو  | 

22" بهمن روز تجلي اراده ملي است"///////22 بهمن 86 ‘ملت پیامی ویژه داشت!!

ديروز براي اولين بار با يه دقت و وسواس بيشتري به حجم ملتي كه هر كدوم براي يه قصد به  راهپيمايي رفته بودن (و حضورشون هم با كمال شهامت بايد گفت در 29 سال اخير بي نظير بود فکركردم)  و اين جمله بارها و بارها در ذهنم مرور شد كه تجلي اراده ملي  يعني ..

22 بهمن سال 57 و وقايع نگار تاريخي اون دوران  هميشه باعث غرور و افتخار اين ملته ملتي كه تونست به يك دوران بيش از 2500 ساله با هر نيت و هر هدفي پايان بده

"مي خوام با تاكيد بگم تونست بدون هيچ گونه سازماندهي و هيچ گونه برنامه ريزي متشكلي و تنها با پشتوانه يك اراده ملي و نه صرفا با بيشينه اعتقاد مذهبي (كه البته وجه برجسته اون انقلاب همين باور هاي ديني بود) يه كاري انجام بده كه  لنگه اش در دنيا بي نظيره.."

خيليامون بارها توي برخورد با مردم و نسل هاي انقلاب و بعد از اون شنيديم و گفتيم كه اين انقلاب چه و چه يا مردم اون روزها عقل نداشتن انقلاب كردن اين ببخشيد اخو..ها رو گذاشتن سر كار و يا از بسياري از مشكلات ناليدن و گفتن ناراضين

اما موج جمعيت ديروز توي كل كشور كه اومده بودن 29 ساله شدن اين انقلابو كه با خون هزاران جوان اين مرز و بوم درخت تنومندي براي خودش شده  جشن بگيرن و بگن به اين خاك و وطن و اين انقلاب كه ميراث پدران و برادران و خواهران و دوستان جوان ولي شجاعشونه وفادارن و دوسش دارن

 با تمام تبعيضي كه حس مي كنن

 با تمام وعده هايي كه بخشي اش اتفاق افتاد اما بخش بزرگيش به نام عدالت اتفاق نيافتاد

با تمام فسادي كه جمع شد و با تمام فسادي كه دوباره سر باز كرد و عده اي با تمامي وقاحت، به خاطر منافع خودشون گذاشتن توي تن اين ملت ريشه بدوونه

با تمام گروني و بي حساب و كتاب بودن پاسخ دهي  آدم هايي كه با راي و يا

"خون راي" عزيزان اين ملت بر سر كار اومدن و حالا فراموش كردن كه حيطه ذلت شاه ايران چكمه هاي رضا خاني اي بود كه با تمامي قساوت روي رد خون اين ملت مي گذاشت و حيطه ذلت برخي از آقايون اين روزهاَُ به پا كردن همون چكمه هاست كه گويي بر پاهايي رفته كه نام رضا خان ها رو بيش از دهه هاي اول اين قرن به ياد ها بازمي گردونن..

با تمام خشم خفته اي كه از دست اندازي  به سهم مال يتيمان اين ملت مي شه كه اون روزها به نام سلطنت و طاغوت بود و اين روزها به نامي ديگر ..

 بگن با تمام اين فشار ها يادشونه ما بعد انقلاب دوراني 8 ساله داشتيم كه هم نسل هاي منو به نسلي سوخته تبديل كرد و هم نسل هاي اونا رو به نسلي از دست رفته!!

ديروز ملت اما، جداي از پيام وفاداري به اين خاك، يه  پيام ارزنده ترهم داشت،پيامي كه اگر كمي بشه روش فكر كرد خيلي كار ها رو مي تونه براي اين ملت انجام بده..

"""اين ملت باز هم مي تواند سلطنت و طاغوتو در هر لباسي توي اين آخر زمان بندازه كنار كه اين نه به چكمه هاي رضا خاني و استبداد محمد رضا شاه رحم مي كنه و نه به به باوري كه روزي خون تازه رگ هاي ميليون ها قلب ايراني شد و نه به كساني كه به اسم اين انقلاب اعوان و انصارو آقازاده هاشونو به نان و نوايي رسوندن و براي رفتن به توالت هاي تمدن فرنگي، با خون اين ملت خودشونو صاحب حقي دونستند كه مال اين ملته و حقيو سندي بر داشتن اين سهم ناميدند كه حتي پيامبر خدا با تمام زحمتي كه به پاي اين دين كشيد از خداوند بزرگ طلب نكرد .

اين ملت ديروز گفت آنچه را كه بايد.. تا برخي از خوش احوالان خوش خواب حق اين ملت را به نام همون حق در ظرف کسانی نريزن كه روزي محمد رضا شاه هاي اين سرزمين رو محكوم به سر سپردگي شون کرده بودن . حالا همون ظرف ها با شكل ديگه با آ ل فلان و آل فلان  پر مي شه و از پهلوي ها تنها چكمه اي مونده كه به پاي برخي هاي وطني  است...

شعر قشنگي بود توي هم خواني 22 هزار نفري 22 بهمن توي ميدان هميشه آزاد آزادي:

دوستت دارم اي مهد دين من

دوستت دارم بهترين من

دوستت دارم سرزمين من

سرفراز باشي ميهن من

اي فدايت جان و تن من

پر بهار تر از زر و گهر

خاك پاك تو وطن من

يادگار خون پاك عاشقان بي نشان

تا ابد بود تورا حق نگهدار

اي شميم دلنواز عشق و معرفت

سرزمين پاك ما اي ايران

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 15:53  توسط مریم هدیه لو  | 

                                                                                    

امروز به قول معروف از خبردونی ما یکی از مسئولین ارشد مجمع تشخیص مصلحت نظام بازدید کرد!

تو این چند ماهه لطف خادمین به ملت بارها نثار ما شده و در یک وضعیت بسیار استرس زا و به عناوین و شیوه های گوناگون آوردیمشون تا از نزدیک مشقت کشی ما رو ببینند که در هفته های اخیر آمار این بازدید ها به خصوص از طرف نمایندها بسیار محبت آمیز شده و با وجودی که قبلا برای یک مصاحبه کوچیک  روزگاری رو با هر کدومشون داشتیم اما الان با روی گشاده  قبول دعوت و منت می کنند!!خب این هم از هزاران مزایای دموکراسی و انتخابات و رای و حالا...

در این بین این آخری از کاندیداهای مدعی اصولگرادر انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش و سالیان سال دست راست هاشمی رفسنجانی بود که البته این آخری ها بد جوری همدیگرو ضایع کردن و این هم به قول یه بنده خدااز عواقب بی پدر و مادر بودن سیاسته!!

وقتی این عنصر خدمت گذار به نظام و هاشمی!! (البته در روز های دور افسانه ای) بازدیدش تموم شد و نشست تا گپی باهاش بزنیم یه نوع ادبیات مرسوم در صحبت هاش کاملا مشخص بود و اون" باید بشود" های معمول هر مسئولیه که توی یه پستی و گوشه ای داره مثلا به مردم خدمت می کنه!!

باید این کار رو می کردند که اشتغال زایی بشه

باید در واگذاری های اصل 44 این بشود ..                                      

سرمایه گذاری اقتصادی باید ..بشود

باید ..بشود

من 4 سال بعد از پیروزی انقلاب به دنیا اومدم و از زمانی که می تونم به یاد بیارم هر کی توی تلوزیون و روزنامه مصاحبه می کرد (معلومه که مسئول بود دیگه)هی گفت باید بشود و باید انجام بدیم و....و ما هنوز در انتظاریم تا بالاخره بشود!!

اما آیا می شود؟ چه کسی باید این"بشود"رو انجام بده؟گاهی فکر می کنم پس فلسفه رای دادن به یک سری جماعت و از فرش البته بعضی هاشون رو تا عرش رسوندن بوسیله مردم تا نمایندگی کنن ملت رو برای چیه؟

آیا نمی رن توی مسند کار تا "بشود" یا می رن تا تازه بگن باید بشود!!!!

 بدون شرح:::

دریاب کنون که دولتت هست به دست

کین دولت و ملک می رود دست به دست

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 دی1386ساعت 15:7  توسط مریم هدیه لو  | 

 

توي وبلاگ يكي از دوستان به مطلبي در مورد حقوق زنان بر خوردم و خوشحال شدم كه يك آقا به برخي جملاتي كه عليه حقوق زنان در روزهاي اخير منتشر شده واكنش نشون داده اما وقتي نظرات وبلاگيشو با دقت مرور كردم ، حس بدي بهم دست داد!!يكي از اونا گفته:"فراموش کردیم در ابتدای انقلاب؛ فخری پارسا اولین زن وزیر ایران(وزیر آموزش و پرورش) در زمان بنی صدر ،اعدام شد. تصویر زن مدرن در جامعه را با این اعدام از بین بردند و از اینجا زن ایرانی را به عقب برگرداندند و این همچنان ادامه دارد. از جمله خدمات وی پرورش زنانی چون انوشه انصاری؛ شیرین عبادی؛افشاری در لرد انگلستان و ... زنان بدبخت امروز ما که زیر چادر با یک چشم در خیابانها راه میروند سوار خرمندی هستند نه خردمندی.""

جاي تاسف آنجااست كسي كه حتما در جهت دموكراسي خواهي در نظر دهي به اين مطلب شركت كرده زناني همچون شيرين عبادي را مايه فخر زنان ايراني و زنان چادري را سوار بر خرمندي مي داند؟؟

در حالي كه ما در زماني كه مردان بسياري از ترس،جرات ماندن در اين سرزمين و رويارويي با جنايت كاران جنگي رونداشتند با همين زناني كه به قول شما سوار بر خرمندي بودند جلوي اون ها ايستاديم!!هيچ كس نمي تونه سهم دفاعي چريك هاي زني كه در همين مملكت و با همين باور ها آموزش ديدند رواز حافظه اين مملكت پاك كنه!!                                             

من به هيچ عنوان با شرايط فعلي جامعه طرفدار اين نوع پوشش نيستم( البته منظورم رعایت پوشش صرفا به شکل مذکوره) و به نظرم نوعي افراطي گري است و مطلبي مفصل در مورد حضور زنان در پست هايي مثل پليس زن يا در مورد نماينده هاي زن وارفته مجلس هفتم با نوع پوشش به قولي چادري يك چشمي و يا ضربه هايي كه در قالب افراطي اين نوع پوشش، به زنان متخصص ايراني خورده به زودي مي نويسم اما به عنوان يك زن ايراني اجازه نمي دهم كه با وجود مصداق هاي بسيار،در همه طيف هاي علمي و دانشگاهي و محققين و فعالان زن سياسي مطرح، كساني الگوي مدرنيسم زن ايراني باشند كه در نظراتشان،ازشوراي امنيت خواهان فشار بيشتر به مردم و تشديد تحريم ها عليه ايران براي تحت فشار قرار دادن آن هامي شن و يابه بهانه مبارزه با عدم وجود حقوق بشر، چهره مملكت خودشون روآنقدر سياه وتلخ وعقب افتاده نشان مي دهند كه برخي از توريستها وقتي به ايران مي آيند،آنقدر ما را بد بخت فرض مي كنند كه از اين كه ما مثلا يك چيزي  مانند ماشين و... داريم!!! تعجب مي كنند!!!

                                          

چهره دموكراسي در ايران هنوز كامل نيست هيچ كس هم مدعي كندي پيشرفتها در اين مورد نيست اما از كشور هايي كه در مورد ايران اظهار فضل مي كنند  بهتر است كه هنوز پس از دويست سال، تساوي حقوق سياه و سرخ پوست و سفيد و عرب و عجم در ميانشان حل نشده  است!!

پ.ن: توي همين مطبوعات خودمون همين هايي كه در داعيه دفاع از حقوق زنان سينه چاك مي دهند موقع كار همين همكاران زن خودشون چه مي كنند و مي گويند؟؟؟ تا حالا به كار كردن عكاسان زن در همايش ها  دقت كرديد؟؟ ؟ تا حالا دقت كرديد وقتي توي يك جمع خبري مي شنون دبير گروه يك خبرگزاري يا فلان روزنامه يا سرويس يك زنه ، چطور واكنش نشون مي دن؟؟؟؟؟؟

دفاع و نقد ومخالفت با افراطي گري خوبه اما مصداق يابي اون كاريه سخت ترو اين دقيقا مخالفت با همون دموكراسي است كه عده اي را به دليل نوع پوشش سوار بر خرمندي توصيف كنيم!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 11:24  توسط مریم هدیه لو  | 

 

فردا روز 16 آذر است روزي كه مي گويند منتسب به دانشجو ها است اما واقعا سهم دانشجو بودن در اين كشور پر استعداد چيست؟

اكثر ما حداقل  يك ليسانسي رو يدك مي كشيم اما چند نفرمون در همون رشته اي كه بعضا با بدبختي و مشقت توش ليسانس گرفتيم كار مي كنيم و يا حداقل اگر از ما بپرسند در موردش اطلاعات جامع داريم؟

در سال هاي گذشته دانشجو فقط در دولتي قبول شدن خلاصه مي شد و تمامي روياها و قطار آرزوهاي جونا تنها ايستگاه خوشبختي اي رو كه مي شناخت قبولي در يكي از دوره هاي روزانه يا در نهايت شبانه يك دانشگاه معتبر دولتي بود و غير از اين در ميان حتي قشر فرهيخته به تو به عنوان يك دانشجوي معتبر نگاه نمي كردند و حتي اساتيد دانشگاه هاي غير دولتي سهم چنداني از نبوغ رو برات قايل نبودند،دانشگاه آزادي هاي بي نوا كه در اين ميان وضعيت بد تري داشتند.

ديروز معاون وزارت علوم از پذيرفته شدن حدود 90% از دانشجوي هاي شركت كننده در آزمون سراسري سال 87 خبر داد، در حالي كه كمتر از 15 درصد كل قبولي ها مربوط به دوره هاي به ظاهر معتبر روزانه و شبانه هستند و بقيه بايد در دانشگاه هايي به عنوان دوره هاي سراسري سماغ بمكند كه امكاناتشان در حد صفر است و تنها منحصر به وجود يك ساختمان و چند استاد تازه كار است كه بايد فاتحه تخصصشان رو از همين الان خوند و تنها به داشتن يك مدرك بي ارزش براشون قانع بود در حالي كه اين حجم فارغ التحصيل بي سواد تنها دردي را به درد هاي اشتغال زايي و به دنبال آن بحران هاي ناشي از اون يعني  بي كاري  و چالش در پي آن يعني ازدواج و هزاران مسئله ديگه هم اضافه  خواهد كرد!!

دو سال پيش وقتي روز 16 آذر رييس جمهوري از دانشگاه تربيت مدرس ديدن كرد من اون جا بودم .اين دانشگاه مخصوص فوق ليسانس و دكترا يكي از مجهزترين ها در ميان بقيه است ولي هنوز سايت و كتابخانه درخور خودش رونداشت و اولين تقاضا هم در اين باره بود.

 در حالي كه مقياس مورد مقايسه اونها سايت هاي دانشگاههاي معتبر دنيا بود.  توي اون شرايط فكر مي كردم چطور برخي از دانشگاه هاي مثلا تحت پوشش وزارت علوم حتي از محوطه كافي براي كلاس ها هم بي بهره اند چه برسه به آزمايشگاه و سايت و كتابخانه و غيره در حالي كه ازشون شهريه هم مي گيرن و اين در حالي است كه سر فصل هاي آموزشي كاملا مانند يكديگر ند!!

پس در واقع ما در اين مملكت نه تنها به دنبال سواد نيستيم بلكه فقط داريم يك دوره رو به دوره 12 ساله و

 بي ارزش مدرسه اضافه مي كنيم كه بيشتر فارغ التحصيلانش به جرات،يك خط بيشتر از ديپلمشان سواد ندارند و اين قصه در مورد دانشگاه هاي آزاد واحد هاي درغوز اباد بدتر هم مي شه.........

بهتره مثل عكس بالا بريم برگامونو رنگ كنيم براي درس خوندن شب امتحان وقت داريم مگه نه!!

پي نوشت:دومين سالگرد عروج كبوتر هاي عرصه اطلاع رسانيو به آسمان جاويد مهر تسليت مي گم

بدون شرح:::

قطار مي رود/تو مي روي/تمام ايستگاه مي رود/و من چقدر ساده ام،كه سال هاي سال در انتظار تو،كنار اين قطار رفته ايستاد ه ام و همچنان به نرده هاي ايستگاه رفته ، تكيه داده ام!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 21:47  توسط مریم هدیه لو  | 

  

زمان معرفي كابينه نهم وقتي گروه پيروز انتخاباتي ليست هاي رنگارنگي از چهره هاي پيشنهادي خود براي تصدي وزارت خانه هاي موجود و براي چشيدن مزه دهان نمايندگان به مجلس مي فرستاد چهره نمايندگان در گوشه گوشه هاي راهروهاي پر پيچ و خم مجلس ديدني بود!

 به نظر مي رسيد با رويت اين ليست پچپچه هاي فراواني در مجلس شكل گرفت و از همان جا دولت و مجلس كاملا منطبق، زاويه اي اساسي و البته پنهان پيدا كردند كه درواقع اظهار تعجب ها ازاعلام اسامي نامزدهاي كابينه فقط از طرف فراكسيون هميشه شاكي ولي ساكت "اقليت مجلس هفتم"- كه زياد هم دل خوشي از پيروز انتخابات نهم نداشتند-مطرح نشد  بلكه در اردوگاه اصولگرايان آن روزهاي مجلس هم شاكيان فراواني از اعلام اين اسامي وجود داشت!

قبل ازارائه  ليست شنيده مي شد كه احمدي نژاد تيم خاصي به نام" كابينه" در چنته ندارد ودر عين ناباوري ليست نامزدها و در نهايت نوع راي اعتماد بي سابقه مجلس به دولتي كه تقريبا با خودش هم سو بود نشان داد با وجودي كه رييس جمهوري جديد روحيه اي انقلابي دارد اما ابزار ادامه تحولات مثبتي را كه در ابتداي انقلاب توسط شخصيت هاي برجسته اي مثل شهيد مطهري؛يا بهشتي و امثال آنان وعده داده شده بود را نداشته و طبعا به سختي و در خوشبينانه ترين حالت ممكن خواهد توانست تعداد معدودي ازچاله هاي متعدد موجود در مسير حركت كشور را پر كند.

با وجود سهم گيري برخي از نمايندگان و چهره هاي سياسي مطرح از

كابينه نهم اما؛ تركيب نهايي چنگي به دل نزد و در واقع انتخاب ها به جز چند مورد اندك همه به نوعي نشان دهنده روزگاري بودند كه امروز به نام

"ترميم كابينه" ناميده مي شود در حالي كه هر كدام با هزينه هاي زيادي از جانب نمايندگان ملت و دولت به روي كارآ مده و اعمال سياست هاي آن ها هزينه هاي هنگفتي را از وزارت خانه ها يا سازمان هاي مطبوع آن ها صرف كرده بود!!.

هر چند اين روحيه رييس جمهوري قابل تحسين بوده و هست كه به مردم قول داد مديران را در صورت بروز هر گونه مشكلي تغيير داده و اجازه تكرار آنچه در سال هاي قبل در حوزه مديريت كشور به صورتي "موروثي سالار" اتفاق مي افتاده ؛نخواهد داد،اما با توجه به مشكلات عديده اي كه وجود داشت آيا صلاح بر اين بوده و هست كه چنين تغييراتي آن هم در بالاترين سطوح مديريتي اين كشوردر حالي رخ دهد كه تقريبا تمامي گزينه هاي خارج شده از كابينه دقيقا كساني باشند كه از همان ابتدا در مورد توان مديريتي آن ها ميان نخبگان كشور از هر دو جناح موافق و مخالف دولت،ترديد بود و آن ها با بحثهاي فراوان و بعضا با راي اعتماد هاي بسيار پايين و يا رايزني ها و مصلحت انديشي هاي بسيار بر سر كار آورده شده بودند؟

آيا اين همان مصداق تغييرات شجاعانه مورد نظر رييس جمهوري بوده؟ در صورتي كه ثبات و تغيير مديران به اندازه هم ارزشمندند و دو كفه تقريبا هم ترازند!

انجام تغييرات بي سابقه در بدنه وزارتي كشور مصداق شعار "جلوي ضرر را از هر كجا بگيري فايده است" كه رياست محترم جمهوري آن را بارها در ابتداي تصدي مقام  خود بيان كرد، اما به نظر نمي رسد وقتي عمر دولت در گذار از نيمه آن است اين جمله مصداق پيدا كند وديگر بتوان برايش ارزش خاصي قايل بود زيرا شناخته شده ترین فرد هم در مدت زمان باقي از عمر دولت نهم نمي تواند به خوبي بر اوضاع مسلط شود و ديگر اين كه دولت هم نمي تواند گرم به اين پشتوانه باشد  كه دوره بعدي هم از آن اوست !!

از اين بابت بهتر بود دولت با صرفه نظر از لجاجت هاي اوليه اش در انتخاب برخي از وزراي در حال حاضر"مستعفي" جلوي اين همه ضرر را مي گرفت تا سكان وزارت خانه هاي بي وزير مانده دوباره به دست كساني داده نشود كه در همان ابتدا مطرح و بوسيله نمايندگان مردم رد شده بودند كه هزينه ي ساعات تلف شده از وقت مجلسي كه در اواخر عمر خود با انبوه لوايح و طرح هاي مهم در نوبت مانده مواجه است،در حال حاضر كمتر از ادامه سلانه سلانه كار كردن برخي از اين وزرا -در مدت باقي- كه لااقل به اقدامات دولت نهم عادت كرده اند،نيست!!

البته منظور تحت الشعاع قرار دادن اقدامات مثبت دولت نهم و يا هر دولت ديگري در اين  مجال نيست اما اين يك  واقعيت است که تغييرات كابينه نهم و تصدي برخي از ارگان هاي عريض وطويل به وسيله برخي چهره ها "به عنوان بدعت  جديد رييس جمهور" چنگي به دل نمي زند!!!

 پ.ن:بدون شرح:::ال یا ایها الساقی ادرکاسا ونا ولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها.....

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 20:46  توسط مریم هدیه لو  |